از در خونه که اومدم بیرون یه باد خیلی خنک رو به سردی... از اونا که حس عشق میدن... از اونا که دست گرم یکی تو دستاته و این خنکای سرد رو برات دلپذیرتر می کنه... خورد به صورتم! قلبم ریخت... یادم اومد این خنکای نسیمو کنار ساحل متل قو خیلی خوب حس کرده بودیم! اونجا که نامجو داشت برای مرغاهای دریایی میخوند: "گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو" اونجا که چای لاهیجانو ریختیم تو آبجوش فلاسکو تا دم اومدنش رفتیم لب ساحل زیر
برچسب:
نویسنده: نیکا سلیمانی
تاريخ: يکشنبه
11 مرداد
1405 ساعت: 20:38